پارت شصت و ششم :

با حوله عرق دور گردن و سینه‌ام را مى‌گیرم: خودت تا حالا اهلى شدى؟
با مکث سرش را تکان مى‌دهد: وقتی ساز مى‌زدم ... حداقل اون موقع این‌طور فکر مى‌کردم.
نگاهم مى‌کند: اما اگه این‌طور بود، نباید ازش دل می‌کندم.
نمى‌دانم چى پیش آمده اما مى‌دانم که این «دل‌کندن» توى سال‌هاى زندگى مشترکش اتفاق افتاده.
ــ تو دل نکندى. شاید تو اون مقطع فکر کردى باید از چیز بزرگ‌ترى محافظت کنى؛

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • .....

    0

    میگه زن باید عین بره باشه هر چی مرد میگه بگه چشم اگه راضی نیستی راه بازه فکری واسه خودت بکن دلم میخواد از این تحقیر شدن بمیرم ولی کاری ازم بر نمیاد

    ۱ سال پیش
  • لیلا مردانی | نویسنده رمان

    نازنینم کلمه هات درد عمیقی داشت متاسفم برای اندوهی که تو گذر زمان ، حداقل تو زندگی زناشویی طوری با تار و پود آدمی آمیخته می شه که هویت واقعی و هر اونچه که روزی تو رو تعریف می کرد از یادت می ره. آرزو می کنم یه روزی اون لحظه ی(آنِ) نجات بخش تر از راه برسه و تو رها از کارکتری که همسرت ازت ساخته، راه خ

    ۱ سال پیش
  • .....

    0

    تو این رمان خسروواقعا ی استوره ست ک حامی یک زنه خمیده احساس پناه زن کنارش داره ن گروگان و متاسفانه فک کنم این آدما انگشت شمارن در دنیای واقعی

    ۱ سال پیش
  • .....

    0

    چقدخوبه همسر آدم زنش روواسه ارزش زن بودن خودش بخوادن چیزای دیگه ن فقط تصورش اززن این باشه ک بایدزن عین بَرِه باشه من همه لحاظ کنارشوهرم هستم هم مادرم هم همسرم وهم توکارای مالی بهش کمک میکنم ولی عین ی آدمی باهام رفتارمیکنه ک هروقت بخوادمیتونه ازدفترش پاکم کنه اگه ازچیزی راضی نباشم ب جای آروم کردنم

    ۱ سال پیش
کپی شد!